بهكار رفت. اختراع يا اختراع دوبارهٴ آنها احتمالاً در جايي انجام گرفته كه اينك بلژيك باختري است.گفته شده است كه در سال 1340 كورهاي در نزديكي نامور ساخته شد و در حوالي سال1400دو كوره در نزديكي لييژـ لون و گريونيه ــ معروف بودند. اين بدان معناست كه تا آن هنگام بهرهبرداري از آهن خيلي بهبود يافته بود. نهتنها وسيلهٴ نرم كردن، بلكه امكان ذوب كامل آن نيز فراهم آمده بود، چنانكه قالبريزي آن نيز ممكن شده بود. با فرض اينكه اين عمل پيش از سدهٴ چهاردهم گهگاه در مقياس كوچكي انجام ميگرفت، در اين قرن بود كه ريختهگري اعتبار واقعي خود را به دست آورد. اين انقلاب متالورژي بهسرعت از قارهٴ اروپا به انگلستان رسيد؛ يا ممكن است ابن ابداع پيش از رسيدن بهحد بلوغ از مانش گذشته و مستقل از اروپا راه رشد پيموده باشد. اين صنعت بيشتر در ساسكس رشد كرد، يا بهطور دقيق در ويلد، ميان داونس شمالي و جنوبي. محلي كه احتمالاً پيش از تاريخ و مسلماً از زمان روميان از آنجا آهن استخراج ميشد. رواج كورهٴ بلند بود كه سبب شد به زودي ساسكس مركز مهم توليد آهن در انگلستان شود.
زغال سنگ. پيداست در زمانهاي قديم، هرجا كه رگههاي زغالسنگ در سطح زمين وجود داشت، مورد بهرهبرداري قرار ميگرفت. ماركوپولو (سيزدهم ـ 2) گزارش ميدهد كه چينيان از اين ماده براي ايجاد گرما استفاده ميكردهاند (مقدمه، 2، ص 1917)1 ولي اگر او به جاي ونيز، اهل انگليس يا لييژ بود، كمتر دچار شگفتي ميشد. گالووي در سالنامههاي مفصلش نمونههاي زيادي از معلومات راجع به زغالسنگ را از تئوفراستوس (چهارم ـ 2 پ م)2 به دست ميدهد، ولي كاربرد آن پيش از سدهٴ سيزدهم گهگاه و پراكنده بود. در آن هنگام دستكم در سه كشور كاربرد آن فزوني گرفت: سرزمين لييژ، اسكاتلند و انگلستان. در سدهٴ چهاردهم اشتغال به حرفهاي در معادن زغالسنگ كاملاً در لييژ متداول شده بود و در انگلستان هم زغالسنگ به مقدار روزافزوني در صنايع و همچنين مصارف خانگي بهكار ميرفت. رشد متالورژي آهن، كه در بالا توصيف شد، احتمالاً با رشد استخراج زغالسنگ در ارتباط بود.
1 .در تاريخ سلسلهٴ هان قديم تأليف پان كو (اول ـ 2)، اشارهاي به زغالسنگ هست و در سال 25پ م از يك رگهٴ زغالسنگ سخن ميگويد. همان كتاب حاوي اشارهاي به دميدن يك كورهٴ قالگري آهن در سال 27 پم است.
2 .تئوفراستوس آنرا براي شباهتش به زغال (anthrax)، آنتراكسيس anthraxis ناميده، كه واژهٴ آنتراسيت هم از آن مشتق شده است.